پاسخ درختان بلوط وی ول (Quercus libani Oliv) به تنش ناشی از گلازنی در زاگرس شمالی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه جنگلداری دانشکده منابع طبیعی دانشگاه کردستان

2 استادیار گروه جنگلداری دانشگاه کردستان

3 کارشناس ارشد جنگلداری

چکیده

سابقه و هدف: با وجود مخالفت های سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور که جنگل های زاگرس را حفاظتی- حمایتی تلقی می نماید؛ بهره برداری های سنتی (گلازنی، برداشت چوب سوخت، چرای دام و زراعت در کف جنگل) تقریبا در تمامی این جنگل ها رایج است. در منطقه مورد مطالعه، مردم محلی در تلاش برای حل بحران کمبود علوفه و سازگار کردن نظام معیشتی خود با دشواری ها و محدودیت های طبیعت پیرامون خود، گلازنی (سرشاخه زنی) درختان جنگلی را ابداع کرده اند. از برگ درختان گلازنی شده برای تعلیف دام (به ویژه بز و گوسفند) در فصل زمستان استفاده می شود. با وجود بهره برداری های شدید وگسترده ای که در جنگل ها ی بانه انجام می شود؛ قطعاتی از جنگل (واقع در آرامگاه ها و اماکن متبرکه) به صورت پراکنده و با مساحت های متفاوت وجود دارند که به دلیل اعتقادات مذهبی ساکنان منطقه و تقدسی که برای مردم دارند از بهره برداری و دخالت های انسانی مصون مانده و ساختار و پوشش گیاهی آن ها کمتر مورد تخریب یا بهره برداری قرار گرفته اند. این توده ها در این تحقیق به عنوان توده های گلازنی نشده مورد بررسی قرار گرفته اند. وسعت این توده های گلازنی نشده حدود 0/5 هکتار و در مواردی نیز بیش از 10 هکتار می باشد. از آنجا که این توده های جنگلی کمتر دخالت شده، قرابت و نزدیکی بیشتری با توده های بکر جنگل های زاگرس شمالی (که متاسفانه اکنون یافت نمی شوند) دارند؛ می توان آن ها را به عنوان چهره واقعی این جنگل ها تلقی نموده و در برنامه ریزی های مدیریتی از داده های آن ها استفاده نمود. شایان توجه است که به مرور این حالت تقدس نیز کم رنگ شده و احتمالا در آینده نه چندان دور توده های کمتر دخالت شده کمیاب تر خواهند شد. گونه وی ول از گونه های مهم تشکیل دهنده جنگل های زاگرس شمالی می باشد که به دلیل خوش خوراکی برگ ها در معرض گلازنی بیشتری نسبت به سایر گونه های بلوط (برودار و مازودار) قرار گرفته است. گلازنی، مانند سایر تنش های وارده بر درخت، می تواند در ساختار توده و ریختار درختان ایجاد اختلال نماید. هدف این پژوهش بررسی میزان تاثیر پذیری درختان وی ول از تنش گلازنی بوده و از نمایه های زیست سنجی این گونه برای ارزیابی استفاده شده است.
مواد و روش ها: در این تحقیق، یک توده گلازنی نشده (0/7 هکتار) و یک توده گلازنی شده (1 هکتار) در مجاورت یکدیگر و با شرایط فیزیوگرافی تقریباً مشابه انتخاب شد. با انجام آماربرداری صد در صد در تمامی درختان با قطر یقه بیش از 5 سانتی متر، نام گونه ثبت و قطر یقه (با استفاده از کالیپر) و دو قطر بزرگ و کوچک تاج (با استفاده از متر) اندازه گیری شد. در مورد درختان وی ول علاوه بر مشخصات ذکر شده، ارتفاع کل و ارتفاع تنه (با استفاده از شیب سنج سونتو) نیز مورد اندازه گیری قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که گلازنی موجب کاهش معنی دار ارتفاع کل، ارتفاع تاج، ارتفاع تنه و سطح تاج و افزایش نسبت ارتفاع تاج به ارتفاع کل درختان وی ول می شود.
نتیجه گیری: با وجودی که تنش گلازنی به طور کلی باعث کاهش اغلب نمایه های زیست سنجی درختان وی ول می شود؛ اما افزایش نسبت ارتفاع تاج به ارتفاع کل و همچنین کاهش سطح تاج و درنتیجه افزایش نسبت ریشه به تاج درختان می تواند عامل مهمی در مقاومت درختان بلوط زاگرس شمالی به تنش خشکی و مقاومت در برابر زوال بلوط در زاگرس شمالی باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Lebanon Oak (Quercus libani Oliv.) response to pollarding in northern Zagros

چکیده [English]

Background and objectives: The Iran’s Forest, Rangeland and Watershed Organization (FRWO) banned any utilization from these forests and considers them as preserved and protected ecosystem, however traditional uses (e.g. pollarding, fuel wood harvest, livestock grazing and agriculture in the forest floor) of these forests by local communities are still common. In order to adapt their livelihood to natural difficulties and limitations, local people have innovated Galazani (pollarding) of oak trees. In winter, dried leafy branches are used to feed livestock (especially goat and sheep).
Despite the severe and widespread uses of forests in Baneh, there are some stands located around cemeteries and holy places, which due to traditional believes and their holiness to local people, have been protected from human exploitation and interference, therefore their structure and vegetation have been rather intact. The area of these less disturbed stands differs from 0.5 to more than 10 hectares. These stands have been examined in this study as less disturbed (unpollarded) stands. Less disturbed stands still have most structural and ecological characteristics of virgin north Zagros forest stands, which unfortunately, cannot be found today. These stands can be used as a model to perform restoration and management planning for degraded Zagros forests. Unfortunately, nowadays the holiness and respect to less disturbed stands has been diminished between new generations and will face more encroachment and destruction. Due to higher palatability of Lebanon oak leaves than Persian oak and Gall oaks, this species is more suitable for pollarding in northen Zagros. The purpose of this study was to investigate the response of Lebanon oak trees to pollarding.
Materials and methods: An unpollarded stand (0.7 ha) and a pollarded stand (1 ha) with similar physiographical conditions were selected. Full Callipering was performed in both stands and tree species, collar diameter and crown diameter for all trees over 5 cm in collar diameter were recorded. Moreover, total height and trunk height were measured in Lebanon oak trees as well.
Results: The results showed that the average of total height, trunk height, crown height and crown area were significantly lower (p< 0.01) in pollarded stands. Crown height to total height ratio were significantly higher in pollarded stands.
Conclusion: Although pollarding tension can decrease most of the biometrical indices of Lebanon oaks, but increase in crown height to total height ratio and root/shoot ratio can be an important factor to increase oak trees resistance to drought stress in northern Zagros.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Biometrical indices
  • Northern Zagros
  • Pollarded stand (Galajar)
  • Tree architecture