شناسایی جوامع گیاهی جنگل پرک لرستان با استفاده از روش‌های کمی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه لرستان

2 استادیار گروه جنگلداری دانشکده کشاورزی دانشگاه لرستان

چکیده

سابقه و هدف: طبقه‌بندی جوامع گیاهی از مهم‌ترین موضوعات در اغلب مطالعات بوم‌شناسی گیاهی است. در این مطالعات، تجزیه ‌و تحلیل پوشش گیاهی بر پایه‌ی آمار و احتمالات انجام می‌گیرد که لازمه‌ی آن داده‌های حاصل از نمونه‌برداری غیر اریب است. مطالعه حاضر با استفاده از توزیع تصادفی واحدهای نمونه‌برداری در مونه‌های گیاهی در منطقه مورد مطالعه انجام ‌شده است. و هدف آن شناسایی جوامع گیاهی، بررسی تنوع زیستی و عوامل مهم در پراکنش جوامع گیاهی می‌باشد.
مواد و روش‌ها: منطقه مورد مطالعه جنگل پرک، به مساحت 2920 هکتار در جنوب غرب شهرستان خرم‌آباد واقع ‌شده است. به‌ منظور جمع‌آوری اطلاعات پوشش گیاهی علفی، نمونه‌برداری به روش تصادفی مونه ‌بندی‌ شده انجام شد. بدین منظور بر اساس تفاوت‌های موجود در فیزیونومی و ساختار پوشش گیاهی چهار تیپ بلوط -گرامینه، بلوط- افرا- گلابی، بلوط- گون- دافنه و بلوط- کلاه میرحسن- شن شناسایی شدند. سپس در هر تیپ قطعات نمونه‌ای به‌صورت کاملاً تصادفی مستقر گردید. نمونه‌برداری در بهار و تابستان 1390 انجام شد. درمجموع 40 قطعه‌نمونه چهار مترمربعی و 29 قطعه‌نمونه 400 مترمربعی برداشت گردید. سپس با استفاده از روش‌های تجزیه ‌و تحلیل دوطرفه گونه‌های شاخص و آنالیز تطبیقی قوس گیری شده تعداد چهار گروه بوم‌شناختی مشخص گردید. بعد از تعیین گروه‌های بوم‌شناختی برای هر گونه در هر گروه بوم‌شناختی، ارزش شاخص گونه‌های گیاهی مشخص شد. سپس در سطح هر گروه، شاخص‌های غنای گونه‌ای، تنوع شانن- واینر و سیمپسون و یکنواختی اسمیت و ویلسون محاسبه گردید. برای تعیین مهم‌ترین عامل فیزیوگرافی تأثیرگذار از بین متغیرهای مورد اندازه‌گیری از روش تجزیه‌ی مؤلفه‌های اصلی استفاده شد.
یافته ها: بر اساس نتایج گونه‌های شاخص گروه اول Acer monspesulanum L.، Bromus tomentellus L. ، Colchicum persicum Baker، .Euphorbia orientalis L و Pyrus syriaca Boiss. گونه‌های شاخص گروه دوم Euphorbia sororia Schrenk، Minuartia hamata (Hausskn.) Mattf، Quercus brantii Lindl و Valerianella vesicaria (L.) Moench گونه‌های شاخص گروه سوم Agropyrun repens (L.) P.Beauv، Daphne mucronata Royal، Echinops orientalis Trutv، Polygonum aviculare L.، Stachys ballotiformis Vatke، Thalictrum sultanabadense Stapf و گونه‌های شاخص گروه چهارم Acantholimon brachystachyum Boiss. in Bunge، Acanthophyllum kurdicum Boiss. & Hausskn. in Boiss.، Ferulago angulata (Schlecht.) Boiss. و Lonicera nummularifolia Jaub. & Spach معرفی شدند. نتایج نشان داد که بیش‌ترین مقادیر شاخص‌های غنا و تنوع گونه‌ای مربوط به گروه‌ اول بوده و گروه دوم نیز دارای بیش‌ترین شاخص یکنواختی است. همچنین نتایج آنالیز واریانس یک‌طرفه نشان داد که گروه‌های بوم‌شناختی مختلف ازنظر شاخص‌های غنا، تنوع شانن-وینر و شاخص یکنواختی اسمیت– ویلسون دارای اختلاف معنی‌دار می‌باشند.
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی می‌توان گفت که نتایج تجزیه ‌و تحلیل دوطرفه گونه‌های شاخص و آنالیز تطبیقی قوس گیری شده با بهره گیری از نمونه غیر اریب، با واقعیت‌های موجود در رویشگاه پرک به لحاظ پوشش گیاهی و عوامل فیزیوگرافیک هم‌خوانی دارد. تغییرات در شرایط محیطی عرصه مورد مطالعه منجر به تغییرات مشخصی در گروه‌های بوم‌شناختی تفکیک‌شده به لحاظ ترکیب گونه‌ای شده است. در این مطالعه با توجه به نتایج حاصل از تجزیه‌ی مؤلفه‌های اصلی ارتفاع از سطح دریا به‌عنوان مهم‌ترین عامل فیزیوگرافی تأثیرگذار بر پراکنش گروه‌های بوم‌شناختی معرفی گردید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Application of quantitative methods in vegetation classification at Perk forest in Lorestan province

چکیده [English]

Background and aims: One of the most important issues in the plant ecology is vegetation classification. Statistic and unbiased sample are the bases of quantitative plant ecology. This study profited stratified random sampling. Each strata comprise a physiognomic vegetation type in study area. This study aimed to classify vegetation types, to investigate plant diversity and to assess the most important factors that affect distribution of vegetation communities.
Material and methods: The study area, Perk forest, was located in the south west of Khorramabad with 2920 ha area. Stratified random sampling method was used to collect data. Based on the field observation (differences in physiognomy and vegetation structure), four distinct vegetation types including, Quercus-Graminae, Quercus-Acer-Pyrus, Quercus-Astragalus-Daphne, and Quercus-Achantolimon-Lonicera were recognized in this region. Sampling was performed in the spring and summer 2011, and a total 29, 400 m2 plots and 40, 4 m2 were established.
Two-way indicator species analysis (TWINSPAN) and Detrended Correspondence Analysis (DCA) methods was used. Four distinct ecological groups were identified in this region using these two methods. Indicator values for each species in different ecological groups were determined. Then in each ecological group species richness, Simpson and Shannon-Wiener's indices of diversity and Smith and Wilson's index of evenness were computed. Among numerous measured variables the most important physiographic variables were determined by principal component analysis (PCA) method.
Results: Based on the results indicator species of the first, second, third, and fourth groups include (Acer monspesulanum L.، Bromus tomentellus L ، Colchicum persicum Baker ، Euphorbia orientalis L and Pyrus syriaca Boiss) (Euphorbia sororia Schrenk ، Minuartia hamate (Hausskn.) Mattf ، Quercus brantii Lindl and Valerianella vesicaria (L.) Moench) (Agropyrun repens (L.) P.Beauv ، Daphne mucronata Royal ، Echinops orientalis Trutv ، Polygonum aviculare L ، Stachys ballotiformis Vatke and Thalictrum sultanabadense Stapf) (Acantholimon brachystachyum Boiss. in Bunge ، Acanthophyllum kurdicum Boiss. & Hausskn. in Boiss ، Ferulago angulata (Schlecht.) Boiss and Lonicera nummularifolia Jaub. & Spach) respectively. Based on the results the highest values of species richness and diversity and evenness were assigned to the first group and the highest evenness value was assigned to the second group. There were significant differences in species richness, Simpson and Shannon-Wiener's index of diversity, and Smith and Wilson's index of evenness based on Analysis of variance (ANOVA) results, among different ecological groups.
Conclusion: it is concluded that the results of Two-way indicator species analysis and Detrended Correspondence Analysis by using unbiased sample correspond to vegetation composition and physiography of terrain and the changes in environmental conditions lead to changes in vegetation composition in distinct ecological groups.The elevation was the most important factors in constructing distinct ecological groups, based on the results of principal component analysis (PCA) method.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Classification of vegetation
  • DCA
  • Perk forest habitats
  • TWINSPAN