<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های علوم و فناوری چوب و جنگل</title>
    <link>https://jwfst.gau.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های علوم و فناوری چوب و جنگل</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثرات کاج تهران (Pinus eldarica Medw) بر برخی از ویژگی‌های فیزیکی و شیمایی و کیفیت خاک (مطالعه موردی: شهرستان‌های سیروان و ایوان)</title>
      <link>https://jwfst.gau.ac.ir/article_7600.html</link>
      <description>سابقه و هدف: نهالکاری با گونه‌ی کاج تهران (Pinus eldarica Medw) موجب تغییر در ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی و شاخص کیفیت خاک می‌شود. با این حال، میزان این تغییرات، تحت تأثیر عواملی همچون اقلیم، سن کاشت و عمق خاک متفاوت است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات نهالکاری کاج در دوره‌های ۲۰ ساله و ۳۰ ساله بر ویژگی‌های خاک است.مواد و روش‌ها: بر اساس شاخص دومارتن، دو منطقه‌ نماینده‌ی اقلیم‌های نیمه‌خشک و مدیترانه‌ای در استان ایلام انتخاب شدند. برای انجام این تحقیق، دو توده جنگل‌کاری‌شده 2۰ و 30 ساله از گونه کاج تهران استفاده شد. نمونه‌برداری خاک به‌صورت کاملاً تصادفی از هر منطقه در دو عمق 10-0 و 20-10 سانتی‌متری و با پنج تکرار انجام شد. برای تحلیل داده‌ها، از آنالیز واریانس سه‌طرفه (GLM) در قالب طرح فاکتوریل به‌منظور تعیین اثرات معنی‌دار تیمارها و اثرات متقابل آن‌ها بر ویژگی‌های فیزیکی (بافت خاک، چگالی ظاهری و رطوبت خاک) و شیمیایی (pH، هدایت الکتریکی، کربن آلی، نیتروژن کل، پتاسیم قابل جذب ، فسفر قابل جذب و آهک) و شاخص کیفیت خاک استفاده شد. مقایسه‌ی میانگین‌ها با آزمون دانکن در سطح احتمال ۵ درصد انجام گرفت. از آنالیز مؤلفه‌های اصلی (PCA) برای بررسی روابط میان ویژگی‌های خاک و تبیین الگوهای تغییر بین تیمارهای مختلف استفاده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که عمق خاک بر میزان رس، شن، رطوبت و چگالی ظاهری تأثیر معنی‌داری داشت. در حالی که اقلیم منطقه تنها بر رطوبت خاک و سن بر رطوبت و چگالی ظاهری از نظر آماری معنی‌دار بود. به‌طوری‌که که رطوبت خاک در جنگل‌کاری‌های ۳۰ ساله حدود 5/1 برابر جنگل‌کاری‌های ۲۰ ساله بود. همچنین، اقلیم بر میزان نیتروژن کل، فسفر، پتاسیم و شاخص کیفیت خاک اثر معنادار داشت. سن و عمق خاک بر اکثر ویژگی‌های شیمیایی اثر قابل توجهی داشتند. علاوه براین، اثر متقابل سن و عمق خاک بر میزان کربن آلی، نیتروژن کل، پتاسیم قابل جذب و شاخص کیفیت خاک دارای تفاوت معنادار بود. میزان کربن آلی در لایه‌ی سطحی خاک در توده ۳۰ ساله ۳ تا 5/3 برابر، نیتروژن کل 5/2 تا ۳ برابر، پتاسیم قابل جذب 8/1 تا 5/1 برابر، شاخص کیفیت خاک 15/1 و 14/1 برابر و هدایت الکتریکی کمتر از جنگل‌کاری‌های ۲۰ ساله بود. این تفاوت‌ها به‌ترتیب در مناطق نیمه‌خشک و مدیترانه‌ای مشاهده شدند. نتیجه‌گیری: نهالکاری با گونه‌ی غیر بومی کاج تهران در اراضی تخریب‌یافته، نقش مهمی در حفاظت خاک، حفظ منابع آب، ذخیره‌ی کربن و بازسازی چشم‌انداز دارد. اگرچه کیفیت خاک در اقلیم مدیترانه‌ای به دلیل ورودی مواد آلی بالاتر، شرایط آب‌و‌هوایی مطلوب‌تر و ظرفیت نگه‌داری آب بهبود یافته است، اما در منطقه‌ی نیمه‌خشک نیز روند تدریجی بهبود ویژگی‌های خاک در توده‌های مسن‌تر مشاهده می‌شود. این توده‌ها با افزایش مقادیر کربن و نیتروژن و کاهش هدایت الکتریکی، نقش مؤثری در بازسازی و پایداری خاک در شرایط محدودیت آبی دارند. ازاین‌رو، تداوم طرح‌های نهالکاری با گونه‌های غیر بومی کاج در اراضی تخریب یافته، باید بر مبنای پایش بلندمدت همراه با مطالعات مقایسه‌ای با گونه‌های بومی متمرکز شود تا بتواند به مدیریت پایدار منابع‌طبیعی و برقراری تعادل اکولوژیکی منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تهیه جداول حجم برای گونه صنوبر کبوده (Populus alba L.) به‌روش غیرمخرب در استان چهارمحال و بختیاری</title>
      <link>https://jwfst.gau.ac.ir/article_7643.html</link>
      <description>سابقه و هدف: برآورد موجودی حجمی صنوبرکاری‌ها نقش مهمی در شناخت وضعیت موجود و مدیریت پایدار این منابع به‌منظور برنامه‌ریزی تولید و بهبود تصمیم‌گیری‌های مدیریتی برای توسعۀ زراعت چوب دارد. جداول حجم، به‌عنوان یکی از این ابزارهای کلیدی، امکان برنامه‌ریزی اقتصادی و بهینه‌سازی بهره‌برداری را فراهم می‌کنند. برای توسعه این جداول، استفاده از روش‌های غیرمخرب که امکان برآورد حجم را بدون آسیب به درختان فراهم می‌کنند، اهمیت بسیاری دارد. هدف تحقیق حاضر تهیه جدول حجم یک و دو عامله برای گونه صنوبر کبوده در استان چهارمحال و بختیاری است تا در نتیجه امکان فروش چوب صنوبر به‌صورت حجمی فراهم شود.مواد و روش‌ها: برای اجرای این تحقیق، ابتدا با عملیات میدانی، اغلب توده‌های صنوبرکاری‌ در سطح استان چهارمحال و بختیاری شناسایی شدند. سپس در 10 توده مختلف صنوبرکاری با گونه کبوده (Populus alba L.) در مجموع 67 اصله درخت به روش نمونه‌‌برداری طبقه‌ای&amp;amp;ndash; تصادفی (Stratified random sampling) براساس طبقات قطری از 10 تا 30 سانتی‌متر انتخاب شدند. پس از انتخاب درختان نمونه، قطر برابرسینه (DBH) و ارتفاع کل آنها اندازه‌گیری و از محل یقه تنه هر درخت نمونه، محل قطعات دومتری با استفاده از دستگاه لیزری لایکا مدل D810 مشخص و سپس قطر آن ارتفاع با استفاده از همین دستگاه به صورت سرپا و بدون قطع درخت اندازه‌گیری شد. در مرحله بعد حجم کل واقعی تنه هر درخت از مجموع حجم بینه‌های 2 متری با استفاده از رابطه اسمالیان به‌دست آمد. به‌منظور ارزیابی صحت اندازه‌گیری قطر درختان در ارتفاعات مختلف تنه با استفاده از دستگاه لایکا از تعداد ۱۳ اصله درخت صنوبر که از قبل برای قطع برنامه‌ریزی شده بودند، استفاده شد، به‌طوری‌که قطر این درختان در ارتفاعات مختلف تنه قبل و پس از قطع به‌ترتیب با استفاده از دستگاه لایکا و کالیپر اندازه‌گیری و با استفاده از آزمون تی جفتی مقایسه شدند. برای تهیه جداول حجم، داده‌های قطر، ارتفاع و حجم تنه درختان نمونه با استفاده از مدل‌های رگرسیونی غیرخطی تحلیل شدند. برای این منظور از تعداد 7 مدل یک عامله (فقط براساس قطر برابرسینه) و 9 مدل دو عامله (براساس قطر برابرسینه و ارتفاع کل) به‌ترتیب برای برازش داده‌های قطر با حجم واقعی تنه و قطر و ارتفاع با حجم واقعی تنه درختان استفاده شد. سپس از شاخص‌های کارایی آکائیکه (AIC)، مقدار جذر میانگین مربعات خطای مدل (RMSE)، میانگین خطای مطلق مدل (MAE)، ضریب کارایی نش‌ساتکلیف (NSE) و شاخص ویلموث (WI) برای ارزیابی عملکرد مدل‌ها و در نهایت انتخاب بهترین مدل استفاده شد.یافته‌ها: نتایج آزمون تی‌جفتی نشان داد که تفاوت بین مقادیر اندازه‌گیری شده قطرهای متناظر بین دو دستگاه کالیپر و لایکا معنی‌دار نیست، به‌عبارت دیگر دو دستگاه برای اندازه‌گیری قطر یکسان عمل می‌کنند. برای برآورد حجم و تهیه جداول حجم یک‌عامله و دوعامله در بین مدل‌های دوعامله از مدل شوماخر- هال 2 (Schumacher-Hall 2) باRMSE%= 10% و R2= 0.98 در بین مدل‌های یک‌عامله از مدل برک‌هوت (Berkhout) باRMSE%= 17% و R2= 0.95 به‌عنوان بهترین مدل استفاده شد. جدول حجم یک‌عامله براساس مدل V=0.00003776&amp;amp;times;D2.969 و جدول حجم دوعامله براساس مدل V=0.0000276&amp;amp;times;D2.295&amp;amp;times;H0.7785 تهیه شد.نتیجه‌گیری: مدل‌های رگرسیونی استفاده شده در این مطالعه می‌توانند به طور مؤثری برای محاسبه حجم سرپای درختان کبوده استفاده شده و به بهبود مدیریت صنوبرکاری‌ها و فروش حجمی چوب کمک کنند. یافته‌های این پژوهش می‌تواند اطلاعات مبنایی باارزشی برای استفاده در تعیین حجم دقیق سرپا و قابل فروش هر توده صنوبر، برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در مورد برداشت، تحلیل رشد و راهبرد‌های مدیریت پایدار در زمینۀ توسعه زراعت چوب و توسعه صنایع مرتبط در استان چهارمحال و بختیاری باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر برش گزینشی بر تغییرات زیست‌توده در توده آمیخته ممرز</title>
      <link>https://jwfst.gau.ac.ir/article_7599.html</link>
      <description>چکیدهسابقه و هدف: بهره‌برداری به شیوه برش تک‌گزینی یکی از رویکردهای مؤثر در مدیریت جنگل پایدار است که با هدف حفظ تنوع گونه‌ای و ساختار اکولوژیکی توده‌های جنگلی و برداشت انتخابی درختان بالغ و سالم، تلاش می کند تا آسیب های وارده به توده های جنگلی را به حداقل رسانده و عملکرد اکوسیستم را حفظ کند. این شیوه نقش قابل توجهی در تغییرات زیست توده جنگل ها دارد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر پرورش جنگل به شیوه برش تک‌گزینی بر تغییرات زیست‌توده ممرز آمیخته در توده جنگلی دخالت‌شده، انجام شد.مواد و روش ها: پژوهش در سری اول (برداشت شده به شیوه برش تک گزینی) و سری دوم (کنترل و بدون برداشت) جنگل آموزشی و پژوهشی دکتر بهرام نیا (شصت کلاته) انجام شد. نمونه برداری با استفاده از شبکه تصادفی منظم به ابعاد 300 در 400 متر و تعداد 70 قطعه‌نمونه نیم هکتاری در 24 پارسل از دو توده برداشت‌شده و کنترل، صورت گرفت. داده های مربوط به درختان و خشکه‌دارها برداشت شد و پنج مؤلفه زیست توده شامل زیست توده روی زمینی، زیرزمینی، خشکه دار، لاشریزه و کربن آلی خاک اندازه گیری و محاسبه گردید. زیست‌توده روی‌زمینی براساس معادلات آلومتریک، زیست‌توده زیرزمینی با نمونه برداری خاک و جداسازی ریشه، زیست توده لاشریزه با توزین لاشریزی طی شش ماه، زیست توده خشکه دار با ارزیابی درجه پوسیدگی و نوع گونه و زیست‌توده کربن آلی خاک براساس نمونه‌برداری خاک و تعیین میزان ماده آلی محاسبه شد.یافته‌ها: میانگین زیست‌توده روی‌زمینی در توده برداشت شده 62 تن در هکتار و در توده کنترل 54 تن در هکتار بود که اختلاف معنی داری نداشت. زیست‌توده زیرزمینی به ترتیب 6/5 و 4/6 تن در هکتار بود که تفاوت معنی داری نداشت. زیست‌توده خشکه دار در توده برداشت‌شده 21 و در توده کنترل 19 تن در هکتار بود و تفاوت معنی دار نداشت. زیست‌توده لاشریزه در هر دو توده برابر با 2/1 تن در هکتار بود و اختلاف معنی داری نداشت. زیست توده کربن آلی خاک در توده برداشت شده 84 و در سری کنترل 83 تن در هکتار بود و اختلاف معنی داری نداشت. زیست‌توده درختان در سری برداشت شده 39 و در سری کنترل 33 تن در هکتار محاسبه شد که در بین دو توده اختلاف معنی دار داشت.نتیجه‌گیری: زیست‌توده کربن آلی خاک با میانگین 84 تن در هکتار، سهم 57 درصدی از کل زیست‌توده داشت و پس از آن زیست‌توده روی‌زمینی با 62 تن در هکتار (25 درصد) قرار داشت. در بین پنج مؤلفه زیست‌توده تنها زیست توده درختان در بین توده اختلاف معنی دار داشت که در توده برداشت شده بیشتر بود. بهره‌برداری به شیوه برش تک‌گزینی با شدت برداشت کنترل شده، می‌تواند منجر به افزایش یا حفظ زیست‌توده در منابع جنگلی شود و به عنوان روشی پایدار در مدیریت جنگل‌های طبیعی توصیه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر سامانه های دلمه سازی دو جزئی و سه جزئی مبتنی بر نانوزئولیت بر ویژگی های کاغذ و خمیرکاغذ بازیافتی از OCC</title>
      <link>https://jwfst.gau.ac.ir/article_7645.html</link>
      <description>سابقه و هدف: بکارگیری موثر سامانه‌های شیمیایی کمکی ماندگاری-آبگیری در فرایندهای کاغذسازی حاوی نرمه فراوان؛ از جنبه‌های مختلف فراورده‌ای، اقتصادی، فرایندی و زیست محیطی، اجتناب‌ناپذیر است و سامانه‌های مرکب متعددی مطرح شده‌اند. استفاده از ذرات نانو در پایانه ترِ کاغذسازی و برهمکنش این ذرات با پلی‌الکترولیت‌های کاتیونی در قالب سامانه‌های چندجزئی دلمه‌سازی به‌منظور بهبود کیفیت کاغذ و ویژگی‌های فرایندی تولید آن، بطور گسترده‌ای در سال‌های اخیر مورد توجه بوده‌است. نشاسته کاتیونی و پلی اکریلامید کاتیونی از پرکاربردترین پلی الکترولیت‌های مصرفی صنایع کاغذسازی است. زئولیت‌ها که مواد معدنی بومی، فراوان، ارزان و پایداری در pHهای مختلف آب هستند، کاربردهای گسترده و روزافزونی در مصارف مختلف یافته‌اند. به‌عنوان پرکننده در کاغذسازی نیز نقش‌های مفیدی برای آن گزارش شده‌است. این ماده به‌دلیل سطح ویژه و بار آنیونی زیاد از استعداد کاربرد به‌عنوان نانوذره آنیونی در سامانه‌های مرکب پایانه ترِ کاغذسازی نیز برخوردارست. مواد و روش‌ها: خمیرکاغذ بازیافتی از کارتن‌های کهنه قهوه‌ای (OCC) از کارخانجات داخلی و بدون هرگونه افزودنی و با درجه روانی 315 میلی‌لیتر تهیه‌شد. نانوزئولیت با میانگین اندازه ذرات 38 نانومتر از شرکت پیشگامان محیط زیست پاک، نشاسته کاتیونی با درجه استخلاف 03/0 از شرکت بوباخ‌ساز و پلی اکریلآمید کاتیونی با گرانروی 5500 سانتی پوآز از انبار مصرفی شرکت چوب و کاغذ مازندران تهیه‌شد. سامانه‌های افزودنی دو جرئی شامل به‌ترتیب افزودن نشاسته کاتیونی/نانوزئولیت و سه جزئی شامل به‌ترتیب افزودن نشاسته کاتیونی/پلی اکریلامید کاتیونی/نانوزئولیت با مقادیر کاربرد نشاسته کاتیونی در سطح %1، پلی اکریلامید کاتیونی در سطوح %2/0 و صفر و نیز نانوذرات زئولیت در سطوح صفر، 3/0، 2/0، 1/0 درصد؛ همگی برمبنای جرم خشک خمیرکاغذ، در مقایسه با یکدیگر و تیمار شاهد بررسی شد. ویژگی‌های خمیرکاغذ شامل‌ ماندگاری کل، زمان آبگیری حین ساخت کاغذ آزمایشگاهی، حجم آبگیری در آنالیزگر DDJ و نیز ویژگی‌های کاغذ بازیافتی دست‌ساز آزمایشگاهی مشتمل بر ضخامت و شاخص‌های مقاومت کششی، ترکیدن و پارگی برابر استاندادهای TAPPI مورد پژوهش قرارگرفت. یافته‌ها: نانوزئولیت به‌عنوان بخشی از سامانه سه جزئی منجر به تغییر معنی‌دار زمان آبگیری (تا %16-)، حجم آبگیری (تا %5/8+) و ماندگاری کل (تا %15+) در خمیرکاغذ بازیافتی OCC در مقایسه با تیمار شاهد گردید. در سامانه دو جزئی نیز نسبت به تیمار شاهد، تغییرات معنی‌دار زمان آبگیری (تا %11-)، حجم آبگیری (تا %7+) و ماندگاری کل (تا %12+) مشاهده‌شد. همچنین ضخامت (تا %18+)، شاخص کشش (تا %55+)، شاخص ترکیدن (تا %101+) و شاخص پارگی (تا %20+) کاغذ تولیدشده از سامانه سه جزئی نسبت به تیمار شاهد تغییرات معنی‌داری داشت. سامانه دو جزئی نیز نسبت به تیمار شاهد واجد تغییرات معنی‌داری در ضخامت کاغذ (تا %8+)، شاخص کشش (تا %17+)، شاخص ترکیدن (تا %37+) و شاخص پارگی (تا %6+) بوده‌است. تغییرات معنی‌داری با افزایش سطح کاربرد نانوزئولیت در هر یک از سامانه‌های دو و سه جزئی مشاهده‌شد. با این حال سطح متوسط مطالعه‌شده آن (%2/0) در مجموع از برتری برخوردار بوده-است. نتیجه‌گیری: نانوزئولیت بواسطه سطح ویژه بسیارزیاد، متخلخل و آنیونی، عمدتا بهبود معنی‌داری را در عملکرد هر یک از پلیمرهای کاتیونی نشاسته و پلی اکریلامید در خمیرکاغذ و کاغذ تولیدی از بازیافت کارتن‌های کنگره‌ای کهنه نشان‌داد. بهبود دلمه‌سازی ظریف اجزای دوغاب منجر به ارتقای ماندگاری و آبگیری از خمیرکاغذ و نیز ویژگی‌های ساختاری و مقاومتی کاغذ گردید. شدت تاثیرگذاری آن در حضور دو پلیمر CPAM و نشاسته کاتیونی بیش از تلفیق دو تایی آن با نشاسته کاتیونی بوده تا جائیکه سامانه سه جزئی در مقایسه با سامانه دو جزئی از برتری معنی‌داری در تمامی ویژگی‌های خمیرکاغذ و کاغذ برخوردار بوده‌است. علاوه بر نتایج مثبت مشاهده‌شده در این پژوهش، دسترسی بومی و ارزان، گستره وسیع pH عملکردی نانوزئولیت و نقش آن در جذب آلاینده‌ها، کاربرد آن در واحدهای بازیافت OCC را می‌تواند پیشنهادنماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثر اختلاط خمیرکاغذ کرافت رنگبری نشده ساقه برگ و خوشه بدون میوه نخل خرما در ارتقاء کیفیت خمیرکاغذ بازیافتی کارتن کنگره ای کهنه (OCC)</title>
      <link>https://jwfst.gau.ac.ir/article_7598.html</link>
      <description>سابقه و هدف: افزایش استفاده از کاغذهای بازیافتی در تولید انواع کاغذ لاینر و کنگره‌ای، به دلایل اقتصادی و محیط زیستی، از رویکردهای مهم در صنایع کاغذسازی محسوب می‌شود. الیاف بازیافتی به مرور زمان و به دلیل استفاده‌های مکرر، مقاومت اولیه خود را از دست می‌دهند. در این راستا در برخی تحقیقات، پژوهشگران با اضافه کردن درصدی از الیاف بکر به مخلوط الیاف بازیافتی، مقاومت و کیفیت کاغذ تولیدی را مورد بررسی قرار داده‌اند. محدودیت استفاده از الیاف بکر چوب‌های جنگلی و اتخاذ سیاست‌های محیط زیستی موجب شده تا صنایع خمیر و کاغذ به دنبال استفاده از الیاف گیاهان غیرچوبی و ضایعات لیگنوسلولزی کشاورزی به‌عنوان منابعی پایدار و ارزان قیمت باشند. در این پژوهش با افزودن درصدهای مختلف الیاف بکر تهیه شده از دو نوع ضایعات لیگنوسلولزی نخل خرما شامل ساقه برگ و خوشه بدون میوه نخل خرما به صورت مجزا به خمیرکاغذ حاصل از بازیافت کارتن کنگره‌ای کهنه (OCC)، تاثیرات افزودن آنها و امکان ارتقاء کیفیت کاغذ تولیدی و در نهایت قابلیت استفاده از این دو نوع پسماند مورد بررسی، ارزیابی و مقایسه قرار گرفته است.مواد و روش‌ها: ضایعات لیگنوسلولزی نخل خرما (شامل ساقه برگ و خوشه بدون میوه) از مزارع نخل خرما، واقع در شهرستان دشتستان استان بوشهر، جمع‌آوری و پس از خرد کردن، خمیرکاغذ رنگ‌بری نشده آن‌ها به صورت مجزا با روش کرافت با قلیایت موثر 20 درصد و سولفیدیته 25 درصد و دمای پخت 165 درجه سانتی‌گراد تهیه گردید. زمان پخت برای ساقه برگ 120 دقیقه و برای خوشه بدون میوه 20 دقیقه در نظر گرفته شد. عدد کاپا، درصد بازده و درجه روانی خمیرکاغذ بکر اندازه‌گیری شدند. خمیرکاغذ OCC از کارخانه کاغذ گلستان پرشیا تهیه گردید. سپس دو نوع خمیرکاغذ بکر به صورت مجزا با نسبت‌های مختلف 10، 20، 30، 40 و 50 درصد با خمیرکاغذ OCC ترکیب و کاغذهای استاندارد دست‌ساز با گراماژ 120 گرم بر متر مربع از این اختلاط‌ها تهیه گردید. ویژگی‌های فیزیکی، مکانیکی، نوری و ممانعتی این کاغذها با دستگاه‌های موجود در آزمایشگاه خمیر و کاغذ دانشگاه علوم کشاورزی و منابع و طبیعی گرگان بر اساس استاندارد TAPPI اندازه‌گیری شدند. یافته‌ها: اختلاط خمیرکاغذ بکر کرافت رنگ‌بری‌نشده حاصل از ضایعات لیگنوسلولزی نخل خرما شامل ساقه برگ (R) و خوشه بدون میوه (E) با خمیرکاغذ بازیافتی OCC به‌طور معنی‌داری موجب بهبود ویژگی‌های فیزیکی و مکانیکی کاغذ می‌گردد. افزایش درصد خمیرکاغذ بکر در ترکیب کاغذ، باعث ارتقاء شاخص مقاومت به کشش، ترکیدن، لهیدگی حلقوی و تاخوردگی کاغذهای حاصل شد. در مجموع کاغذهای حاوی خمیرکاغذ بکر E عملکرد بهتری نسبت به خمیرکاغذ بکر R نشان دادند. افزایش دانسیته و کاهش نفوذپذیری به هوا نیز در نمونه‌های حاوی خمیرکاغذ بکر مشاهده شد که بیانگر تراکم بیشتر و ساختار منسجم‌تر کاغذ است. در مقابل، کاهش درجه روشنی در تیمارهای دارای خمیرکاغذ بکر به‌دلیل لیگنین باقی‌مانده در خمیرکاغذهای بکر، مشاهده شد. همچنین شاخص مقاومت به پارگی در مقایسه با سایر ویژگی‌ها حساسیت کمتری به ترکیب خمیرکاغذ نشان داد که احتمالاً ناشی از تأثیر مستقیم طول مؤثر الیاف و پالایش یکنواخت در تیمارها است. نتیجه‌گیری: فرآیند بازیافت کاغذ، با وجود مزایای محیط زیستی و اقتصادی، با چالش‌هایی نظیر افت کیفیت الیاف و کاهش دوام محصول نهایی همراه است. در همین حال، ضایعات لیگنوسلولزی فراوان نخل خرما از جمله ساقه برگ (R) و خوشه بدون میوه (E)، در بسیاری از مناطق کشور بدون استفاده بهینه دفع یا سوزانده می‌شوند و پیامدهای محیط زیستی قابل توجهی به‌دنبال دارند. نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از خمیرکاغذ کرافت رنگ‌بری‌نشده حاصل از این ضایعات لیگنوسلولزی، به‌ویژه خوشه بدون میوه، به‌عنوان بخشی از ترکیب خمیرکاغذ بازیافتی، موجب بهبود قابل‌توجه خواص فیزیکی و مکانیکی کاغذ بازیافتی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر سمی کاربازید، آمینو پروپیل تری اتوکسی سیلان (APTES) بر میزان انتشار گاز فرمالدئید و خواص فیزیکی- مکانیکی تخته‌ خرده چوب‌های ساخته شده با رزین اوره فرمالدئید(UF)</title>
      <link>https://jwfst.gau.ac.ir/article_7644.html</link>
      <description>سابقه و هدف: صنعت تخته خرده چوب به دلیل کاربرد گسترده در ساخت و ساز و دکوراسیون دارای اهمیت است که در آن چسب‌های اوره فرمالدئید به دلیل مقرون به صرفه بودن، به طور رایج استفاده می‌شوند؛ با این حال، انتشار گاز اوره فرمالدئید از این تخته‌ها یک چالش جدی زیست محیطی و بهداشتی محسوب می‌شود که می‌تواند منجر به خطرات در سلامتی و حتی سرطان شود؛ لذا، تحقیقات کنونی بر روی استفاده از افزودنی‌هایی نظیر سمی کاربازید و آمینو پروپیل تری اتوکسی سیلان متمرکز شده‌اند تا این میزان انتشار فرمالدئید از محصولات نهایی کاهش یابد. هدف بررسی تأثیر سمی کاربازید، آمینو پروپیل تری اتوکسی سیلان (APTES) بر میزان انتشار گاز فرمالدئید و خواص فیزیکی- مکانیکی تخته‌ خرده چوب‌های ساخته شده با رزین اوره فرمالدئید(UF) تولیدی شرکت‌های چسب‌ شیراز و سامد می‌باشد.مواد و روش‌ها: این پژوهش به بررسی ساخت تخته‌ خرده چوب‌های با استفاده از خرده چوب‌های درشت و ریز، چسب اوره فرمالدئید سامد مشهد، شیراز، هاردنر و مقادیر مختلفی از ماده سمی کاربازید (1، 5/1 گرم) و آمینو پروپیل تری اتوکسید (2، 4، 6 درصد) می‌پردازد؛ خرده چوب‌های خشک ‌شده با این مواد مخلوط شده و کیک خرده چوب (با نسبت 60 به 40 خرده چوب درشت به ریز) در دمای 190 درجه سانتی‌گراد و فشار مشخص پرس شد تا تخته‌هایی با دانسیته 7/0 گرم بر سانتی‌متر مکعب و ضخامت 16 میلی‌متر تولید شود؛ در نهایت، تخته ساخته شده به مدت دو هفته در شرایط استاندارد نگهداری شدند و برای ارزیابی کیفیت، مقاومت و مدول خمشی، چسبندگی داخلی، انتشار فرمالدئید، جذب آب، واکشیدگی ضخامت و بررسی‌های میکروسکوپی روی آن‌ها انجام شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که چسب شاهد شیراز عملکرد مکانیکی بهتری دارد، از جمله می‌توان به مقاومت خمشی، چسبندگی داخلی و مدول الاستیسیته خمشی بالاتر آن اشاره کرد. سمی‌کربازید در چسب شیراز با ۱ گرم بیشترین مقاومت خمشی و با ۱٫۵ گرم بالاترین چسبندگی داخلی و مدول خمشی و آمینوپروپیل‌تری‌اتوکسی‌سیلان در چسب شیراز با ۲ درصد بیشترین مقاومت خمشی، چسبندگی داخلی و مدول خمشی نشان دادند. کمترین جذب آب و واکشیدگی ضخامت (۲ و ۲۴ ساعت) در چسب شیراز مشاهده شد. در مورد جذب آب پس از ۲ ساعت، چسب سامد مشهد با ۶ درصد آمینوپروپیل‌تری‌اتوکسی‌سیلان کمترین جذب آب را داشت، اما پس از ۲۴ ساعت، چسب شیراز با همان غلظت ۶ درصد کمترین میزان جذب آب را نشان داد. انتشار فرمالدئید در چسب شیراز به طور کلی کمتر بود و با افزودن 5/1 گرم سمی‌کربازید و همچنین 2 درصد تری‌اتوکسید، کاهش چشمگیری در چسب شیراز مشاهده شد. تحلیل‌های SEM و FTIR این نتایج را تأیید کرده و نشان دادند که پیوندهای شیمیایی قوی (شامل گروه‌های C=O، N-H، C-H و Si-O-Si) بین اجزا، منجر به افزایش چسبندگی، یکپارچگی و سازگاری بین پلیمر چسب و خرده‌چوب شده است.نتیجه گیری: بهترین خواص مکانیکی (بیشترین مقاومت خمشی و چسبندگی داخلی) با استفاده از چسب شیراز همراه با 2 درصد آمینو پروپیل تری اتوکسی سیلان به دست آمد، در حالی که بالاترین مدول الاستیسیته خمشی مربوط به چسب شاهد شیراز بود؛ در زمینه جذب آب، کمترین مقدار در 2 ساعت مربوط به چسب سامد مشهد با 6 درصد افزودنی و در 24 ساعت مربوط به چسب شیراز با 6 درصد افزودنی بود، و کمترین واکشیدگی ضخامت نیز در چسب شیراز با 2 درصد تری‌اتوکسید مشاهده شد؛ از نظر ایمنی، کمترین انتشار گاز فرمالدئید متعلق به چسب سامد مشهد با 6 درصد تری‌اتوکسید بود؛ علاوه بر این، بررسی‌های میکروسکوپی (SEM) نشان داد که افزودن سیلان باعث بهبود چسبندگی و یکنواختی ساختار شده، و تحلیل FTIR نیز بر برقراری تعاملات شیمیایی مؤثر بین اجزای چسب و خرده چوب تأیید داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهبود ویژگیهای چاپ پذیری کاغذ تحریر ایرانی با پوشش دهی به وسیله مواد زیست تخریب پذیر</title>
      <link>https://jwfst.gau.ac.ir/article_7522.html</link>
      <description>سابقه و هدفکاغذ تحریر به‌دلیل ویژگی‌هایی مانند رنگ سفید، براقیت، مقاومت در برابر عبور هوا و چاپ‌پذیری مطلوب، یکی از اصلی‌ترین انواع کاغذ مورد استفاده در صنعت چاپ به‌شمار می‌رود. با این حال، نمونه‌های تولید داخل کشور از نظر یکنواختی رنگ، زبری سطح و ویژگی‌های فیزیکی نیازمند بهبود هستند، عواملی که می‌توانند بر کیفیت چاپ تأثیرگذار باشند. در این پژوهش، با هدف ارتقای ویژگی‌های فیزیکی و چاپ‌پذیری کاغذ چاپ و تحریر تولیدی شرکت چوب و کاغذ مازندران، از پوشش‌دهی با مواد زیست‌تخریب‌پذیر شامل نانوگرافن، زئین و فلورین استفاده شد.مواد و روش‌هابرای این منظور، کاغذ چاپ و تحریر با گراماژ 70 گرم بر متر مربع تهیه و مورد آزمون‌های مختلف قرار گرفت. به‌منظور اندود سطح کاغذ، ابتدا نانوگرافن، زئین و فلورین به‌همراه لاتکس استایرن-بوتادین با درصدهای وزنی مشخص به‌طور جداگانه توزین شدند. سپس، بر اساس شرایط تیمار، مواد در دستگاه مخلوط‌کن با سرعت چرخش 1500 RPM به مدت 20 دقیقه مخلوط شدند تا مخلوطی همگن حاصل شود. این فرآیند به‌منظور حصول اطمینان از توزیع یکنواخت مواد در سطح کاغذ انجام شد. قبل از انجام آزمون‌ها، نمونه‌های شاهد و نمونه‌های پوشش‌داده‌شده در شرایط محیطی استاندارد (دمای 20 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 65%) قرار گرفتند. ویژگی‌های مورد بررسی در این تحقیق شامل ضخامت، خاکستر، مقاومت به عبور هوا، زبری، ماتی، سفیدی، روشنی، براقیت، دانسیته نوری و چسبندگی بودند. این ویژگی‌ها به‌دقت اندازه‌گیری شدند تا تأثیر پوشش‌دهی بر کیفیت کاغذ به‌طور کامل مورد ارزیابی قرار گیرد.یافته‌هانتایج نشان داد که پوشش‌دهی باعث افزایش ضخامت، خاکستر، مقاومت به عبور هوا، سفیدی، براقیت و دانسیته نوری شد. به‌طوری‌که در مقایسه با نمونه شاهد، این ویژگی‌ها به‌طور قابل توجهی بهبود یافتند. در حالی که نسبت به نمونه شاهد کاهش ماتی و روشنی مشاهده شد، این نتایج نشان‌دهنده این است که پوشش‌دهی تأثیر مثبت بر کیفیت ظاهری کاغذ دارد. در مواردی که از مواد پوششی به‌صورت مجزا استفاده شده است، میزان زبری نیز کاهش یافته است که به نوبه خود می‌تواند روی کیفیت چاپ تأثیر بگذارد. به‌عبارتی دیگر، مقاومت به عبور هوا در نمونه پوشش‌داده‌شده با گرافن، زئین و فلورین حدود ۳۵ برابر نسبت به نمونه شاهد افزایش یافت. همچنین، مقدار خاکستر در نمونه پوشش‌داده‌شده با زئین نسبت به نمونه شاهد 96/5 برابر کمتر را بود که نشان‌دهنده بهبود کیفیت کاغذ است. ماتی نمونه پوشش‌داده‌شده با فلورین نسبت به نمونه شاهد 7/3 درصد کاهش را نشان داد. همچنین، نمونه پوشش‌داده‌شده با زئین نسبت به نمونه شاهد 5/45 درصد افزایش سفیدی و نمونه پوشش‌داده‌شده با زئین و نانوگرافن نسبت به نمونه شاهد 431 درصد افزایش براقیت را نشان داد. میزان چسبندگی لایه پوشش‌داده‌شده و مرکب فلکسو اعمال‌شده عالی است، زیرا هر دو لایه همراه با سطح کاغذ (زیرآیند) توسط چسب به‌طور کامل کنده می‌شوند. این ویژگی نشان‌دهنده توانایی بالای این نوع پوشش در حفظ انسجام و کیفیت چاپ است.نتیجه‌گیریاین تحقیق نشان می‌دهد که استفاده از نانوگرافن، زئین و فلورین به‌عنوان پوشش‌دهنده می‌تواند بهبود قابل توجهی در ویژگی‌های فیزیکی و چاپ‌پذیری کاغذ تحریر ایجاد کند. به‌خصوص، افزایش براقیت، سفیدی و مقاومت به عبور هوا، این کاغذ را به گزینه‌ای مناسب‌تر برای چاپ کتاب تبدیل می‌کند. به‌طور کلی، این نتایج می‌تواند به طراحی و تولید کاغذهای با کیفیت بالا کمک کند و به صنعت چاپ و کاغذ ایران ارزش افزوده بیشتری ببخشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
