بررسی تعداد درختان در اولین طبقه قطری به‌منظور دستیابی به پایداری توده‌های راش در اجرای جنگل‌شناسی نزدیک به طبیعت (مطالعه موردی: جنگل شموشک استان گلستان)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه

2 کارشناس اداره کل منابع طبیعی گرگان

3 عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل ها ومراتع

چکیده

سابقه وهدف: بررسی و پایش عرصه‌هایی که در آنها دخالت‌های جنگل‌شناسی در طول حداقل یک دهه انجام‌شده و مقایسه مشخصات کمی و کیفی آنها با توده‌هایی که در آن‌ها دخالت صورت نگرفته است می‌تواند راهنمای مناسبی جهت برنامه‌ریزی در گردش‌های بعدی باهدف مدیریت بر اساس جنگل‌شناسی نزدیک به طبیعت بوده و پایداری توده را تضمین نماید. بررسی حاضر، باهدف مطالعه ساختار طبیعی توده‌های راش با تأکید بر تعداد پایه در اولین طبقه قطری(10n) به‌عنوان نمادی از پایداری درازمدت توده‌ها و برنامه‌ریزی در جهت وجود تعداد کافی این طبقه در عرصه‌های جنگلی انجام شد.
مواد وروش‌ها: تحقیق حاضر با توجه به هدف فوق در قطعات 128 (مدیریت نشده) و 127 (مدیریت‌شده) سری یک حوضه آبخیز جهان نمای گرگان انجام گردید. در این تحقیق به‌طورکلی در هر قطعه تعداد 5 پلات،100 آری (مجموعاً 10 پلات یک هکتاری) به روش تصادفی سیستماتیک به شکل مربع برداشت گردید. سپس با استفاده از روش آماربرداری صد در صد کلیه درختان با قطر بیشتر از 5 سانتیمتر در داخل قطعات نمونه برداشت شد. جهت بررسی ساختار توده و همچنین میزان زادآوری، در وسط هر پلات، ترانسکتی به ابعاد 10×100 متر در دو جهت تعبیه شد،در مرحله بعد ارتفاع کلیه درختان موجود در ترانسکت و سایر مشخصه‌ها مانند وضعیت تاج پوشش و کیفیت تنه درختان در فرم‌های مربوطه ثبت شد. سپس در داخل هر ترانسکت جهت بررسی زادآوری و نهال‌ها، در فواصل 15 متر یک میکرو پلات 3×3 متر پیاده گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد اختلاف معنی‌داری بین میانگین قطر، ارتفاع و همچنین میزان زادآوری در دو قطعه مطالعه شده وجود دارد. قطعات موردمطالعه ازنظر تعداد در اولین طبقه ی قطری (10N) دارای اختلاف معنی‌داری هستند. فراوانی تعداد در اولین طبقه ی قطری در قطعه ی مدیریت‌شده تقریباً 7 برابر قطعه ی مدیریت نشده است (فراوانی گونه­ی راش در قطعه ی مدیریت‌شده 5/4 برابر قطعه ی مدیریت نشده) است. تعداد نهال­ها در قطعه ی مدیریت‌شده 3 برابر قطعه ی مدیریت نشده است بنابراین در قطعه ی مدیریت‌شده نهال‌های بیشتری از گونه ی راش برای رسیدن به مرحله ی شل و خال‌گروه وجود دارد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داده به لحاظ ساختاری ، تعداد درختان در اولین طبقه ی قطری در توده مدیریت شده بیشتر از توده مدیریت نشده بوده است ازاین‌رو دخالت‌های مدیریتی به لحاظ کمی و کیفی با اهداف طرح جنگلداری مطابقت داشته و توده را به سمت جنگل دانه‌زاد نامنظم هدایت نموده است و در صورت انجام و تکرار منظم عملیات پرورشی می‌تواند استمرار پایداری توده‌های جنگلی با حضور وسیع گونه‌های کلیماکس (مانند راش) را در درازمدت به همراه داشته باشد

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Appropriate stem number in the first diameter class (N10) for obtaining sustainable stands considering close to nature silviculture(case study: Shamushak forest, Golestan province)

نویسنده [English]

  • Alireza Eslami 1
1 Associate Professor, Department of Agriculture and Natural Resources, Rasht Branch, Islamic Azad University ,Rasht, Iran.
چکیده [English]

 
Background and objectives: Survey and monitoring of forest areas in which silvicultural interventions were conducted over at least one decade and comparing of quantitative and qualitative characteristics of them with untouched stands could be a useful guide for planning the next interventions considering the goals of close to nature silviculture. Present research was carried out with the aim of studying the natural structure of oriental beech stands with emphasis on stem number in the first diameter class in order to obtain continued stability and adopting an appropriate silvicultural method in accordance with their structure and optimal management by better recognition of them especially surveying number of the trees in first diameter class (n10) as a sign of long-term sustainability of stands and planning for existence of enough numbers of this class in forest areas.
Materials and methods:This study aims to compare the silvicultural characteristics between compartments 127 (managed) and 128 (unmanaged=control) in district one of Jahan-nama water catchment, Gorgan. Five sample plots, each one ha (100 x 100m), were laid out in each compartment, a total of 10ha, in random-systematic network.All of the trees with diameters above 5 centimetres inside the sample plots were harvested using the one hundred percent inventory method. To study the structure and regeneration rate of the stand, transects with a size of 100×10 metres were embedded in the middle of each plot in two directions. The heights of all existing trees in each compartment and other features such as canopy cover and quality of tree trunks were recorded in the related forms. Then, a 3×3 m micro plot was inserted inside each transect in 15m distances in order to study regeneration and the seedlings.
Results:The results showed statistically significant differences of mean diameter and height of trees as well as regeneration number between the two studies compartments. Also, the frequency of stem number in the first diameter class (N10) of the managed compartment was 7 times higher than that of the control compartment. This difference was statistically significant. The results show that the highest difference in diameter classes is less than 15 cm, such that frequency of oriental beech species in the first diameter class (N10) in managed compartment is 4.5 times more than reserve compartment.
Conclusion: Hence, the silvicultural interventions have led the managed stand to uneven-aged structure with sufficient stem number in N10, that with executing of silvicultural tending we could obtain sustainable stands. It will bring continued stability of forest stands with a wide presence of climax species (such as oriental beech) in the long term.

کلیدواژه‌ها [English]

  • N10
  • regeneration
  • Quantitative Characteristics
  • Fagus orientalis