تاثیر شدت نور نسبی و نقاط مختلف روشنه بر ویژگی های کمی و کیفی تجدیدحیات طبیعی بلندمازو در جنگل لوه – استان گلستان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 منابع طبیعی

2 سازمان تحقیقات جنگل و مرتع کشور

3 دانشگاه گلستان

چکیده

بلندمازو (Quercus cstaneifolia) از مهمترین گونه‌های صنعتی شمال ایران و قفقاز به¬شمار می‌آید پرورش توده‌های جنگلی نیاز به شناخت دقیق از سرشت طبیعی گونه‌ها و نحوه‌ی غلبه آنها در اکوسیستم منطقه دارد. نور مهمترین عامل اکولوژیکی است که در عملیات پرورش جنگل تغییر داده می‌شود تا کمیت و کیفیت نهالها و درختان بهبود یابد. هدف از این تحقیق بررسی شدت‌های مختلف نور، جهت دستیابی به بهترین شرایط نوری است تا در کنار افزایش خصوصیات کمی نهال‌های بلندمازو، مشخصه‌های کیفی آنها هم بهبود یابد. بدین منظور 10 روشنه طبیعی با ابعاد مختلف در توده بلوط-ممرز درجنگل لوه استان گلستان انتخاب شد و در هر روشنه 9 میکروپلات 4 مترمربعی تعبیه شد. جهت اندازه‌گیری شدت نور نسبی در هر میکروپلات از دوربین مجهز به عدسی چشم ماهی استفاده شد و عکس‌ها توسط نرم افزار GLA تجزیه و تحلیل شدند. ویژگی های کمی (قطر یقه، ارتفاع، طول نوشاخه و عرض تاج) و ویژگی های کیفی (شاخه دوانی، فرم ساقه، تقارن تاج، شادابی و سلامتی) نهالها برداشت شد. نتایج نشان داد که متوسط شدت نور نسبی در میکروپلاتها از 1/9 درصد در زیر تاج پوشش تا 7/31 درصد در مرکز روشنه نوسان داشت. بیشترین مقدار متوسط رویش ارتفاعی سالانه نهالها (2/1± 7/8 سانتیمتر) در سطوح متوسط روشنه (200 تا 500 مترمربع) اندازه‌گیری شد. فراوانی نسبی نهالهای بلندمازو در سطوح متوسط نسبت به سطوح کوچک (کمتر از 200 مترمربع) و بزرگ (بیشتر از 500 مترمربع) بیشتر بود. متوسط شدت نور نسبی در روشنه با سطوح متوسط معادل 1/7 ± 0/20 درصد تعیین شد. نتایج نشان دادند که نهال‌های بلندمازو علیرغم معروف بودن به نورپسندی، در مراحل اولیه‌ی رشد تا حدودی نیاز به سایه دارند و نباید در مقابل تابش شدید آفتاب قرار بگیرند. در نتیجه، روشنه متوسط می تواند موجب بهبود ویژگی های کمی و کیفی نهال های بلندمازو شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Impact of light and position in gap on quantitative and qualitative characteristics of oak (Quercus castaneifolia C.A.M) seedlings in Loveh, Gorgan.

نویسنده [English]

  • yaser shahini 1
چکیده [English]

Chestnut leaved oak (Quercus castaneifolia C.A.M) is one of the most commercial tree species in the Hyrcanian forests of Iran and Caucasus. Having a good knowledge of tree species habitat is essential for silvicultural intervention and treatments of different forest stands. Light has been accepted as one the important ecological factors which can be altered within silvicultural intervention that could affect the tree and wood quality. This paper aimed to study the impact of light on oak seedlings within different gap sizes and position within the gap. For this purpose, 10 gaps were selected in the Loveh oak stands, near Gorgan in eastern Hyrcanian region. Nine microplots, each 4 m2, were laid out from the gap center to the gap edge and under the mariginal tree in four directions. Hemispherical photos were taken over each microplot and the data were analysed with GLA. Quantitative (collar diameter, height, shoot length and crown width) and qualitative (mode of branching, stem form, crown shape, vitality and health) characteristics of seedligs were measured or assassed and were then analysed by SPSS and EXCEL softwares. Results showed that mean realtive light intensity varied between 9.1% under the mariginal trees and 31.7% in the gap center. The maximum of mean annual height increment of seedlings (8.7±1.2 cm) was measured in the medium gap size (200 to 500 m2). The prportion of oak seedlings at the medium gap sizes was higher than in small (< 200 m2) and large (>500 m2) gaps. The average relative light intensity at the medium gap size was computed about 20.1±7.1 %. Resultes indicate that despite categorizing chestnut leaved oak as a light demanding tree, it's seedlings need shadow in the early stages. Therefore medium gap size could be introduced to achieve better quantitative and qualitative results.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Chestnut-leaved oak
  • gap
  • relative light intensity
  • Quantitative and qualitative characteristics